محمد تقي جعفري

195

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ترجمهء خطبهء صد و چهارم و از خطبه ايست از آن حضرت ( پس از حمد و ثناى خداوندى ، خداوند سبحان محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله را مبعوث فرمود در حالى كه هيچ احدى از عرب نبود كه كتابى بخواند و نه كسى بود كه ادّعاى نبوّت و نزول وحى نمايدپيامبر اكرم [ پس از بعثت ] به يارى كسانى كه او را اطاعت مىكردند با كسانى كه او را نافرمانى مىنمودند به پيكار برخاستآنان را به طرف رستگارى مىراندآن بزرگوار براى نجات آنان پيش از آنكه قيامت [ يا مرگشان ] فرا رسدو ضعيف را ناتوان كندو شكسته از كار بيفتد پيشدستى مىفرمودپيامبر اكرم بر مأموريّت خود براى اصلاح آن انسان ايستادگى مىفرمود تا او را به هدف نهائيش برساند مگر آن تباه شده را كه خيرى در وى نبودتا آنجا كه رستگارى آنانرا به آنان ارائه مىفرمودو به موقعيّت خودشان مىنشاندتا آسيابشان گرديدن گرفتو نيزه شان ( سلاحشان ) به كار افتادو سوگند به خدا ، من از جملهء رانندگان ( طرد كنندگان ) جاهليّت از جامعه بوده‌ام تا آن گاه كه آن لشكر جاهليّت همگى پشت گرداندندو در زير ذلَّت سلطه مجتمع شدندمن اكنون ناتوان نشده‌ام و نمىترسم و خيانتى نكرده‌ام و نه سست شده امو سوگند به خدا ، قطعا باطل را مىشكافم تا اين كه حقّ را از پهلوى آن در آورم . )